X
تبلیغات
رایتل

پشت واژگان سکوت

و اینجا مامنی است برای بیان هر آنچه که پشت واژگان سکوت پنهان شده اند

 

 

دل اشکهایم پر است

و هر چیزی را بهانه می کنند برای لغزیدن

انگار جایشان را خوش ندارند که سریز می شوند مدام

نمی دانم

شاید لیز خوردن بر روی گونه هایم را بیشتر دوست دارند

هر چه هست پنجره قلبم بارانی است

و صدای شرشرش گوشهایم را کر کرده

کسی نیست چتری بر روی دلم بگیرد؟

هوای بارانی عاشقش کرده، ناکردار

و حالا من با این دل عاشق و بارانی چه کنم؟  

 

* می دانم ...  در آخر ... یک شب  .... در اشکهایم غرق خواهم شد ....  

* انگار هوای دل من کم بارانی است ....  که آسمان هم حسودیش گرفته و دائما می بارد .....    

* امروز ... هوا بوی بهار می دهد .....

* کاش برایم دعا کنید ....

 

نوشته شده در دوشنبه 7 شهریور 1390ساعت | 09:48 ق.ظ توسط بانوی آبان | نظرات (16)