X
تبلیغات
رایتل

پشت واژگان سکوت

و اینجا مامنی است برای بیان هر آنچه که پشت واژگان سکوت پنهان شده اند

دریا را که می بینم به یاد خدا می افتم ..... رحمت خدا را می توان در آرامش دریا دید و .... غضبش را نیز در طوفان آن درک کرد .... که آرامشش ناب و طوفانش سهمگین است ..... و به تجربه می توان فهمید که تمام خوشی های دنیا را ساحلی است و پایانی.... که هر خوشی را که تجربه می کنی .... می دانی ..... یک روز، یکجا و در یک لحظه به انتهای آن خواهی رسید ..... اما خدا تجربه ای است که هر چه بیشتر در آن غرق می شوی .... میفهمی که تا حال چقدر کم از او می دانسته ای .... که هر چه بیشتر پیش میروی .... بیشتر می فهمی که در گذشته چقدر او را از دست داده ای ..... در تمام تجربه ها انگار که از دل دریا به سمت ساحل آن حرکت می کنی .... و یک روز هم به پایان آن میرسی .... اما خدا .... هر چقدر که بیشتر به سمت او حرکت می کنی .... انگار از ساحل بیشتر دور می شوی ..... و به عمق دریا نزدیک تر ..... و به عمق زیبایی ها .... و به عمق معرفت .... و مدام از بی خبری دیروز خود پشیمان­تر می شوی.... خدا تنها تجربه­ی لذت بخشی است که می دانی به پایان نمی رسد .... که می دانی رو به افول ندارد که هیچ ..... بلکه تو را تا آسمانها ..... تا تجربه های ناب بالا خواهد کشید .... تنها باید تجربه اش کنی .....

 * بی صبرانه منتظر پاییزم ... بوی پاییز که در هوا می پیچد .... مرا سرمست انتظارش می کند .....

نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور 1390ساعت | 08:20 ق.ظ توسط بانوی آبان | نظرات (16)