X
تبلیغات
رایتل

پشت واژگان سکوت

و اینجا مامنی است برای بیان هر آنچه که پشت واژگان سکوت پنهان شده اند

 

 

سهراب چه خوب راه سلوک را به آدمی یاد می دهد ... وقتی که می گوید ....

عبارتی که به ییلاق ذهن وارد شد : وسیع باش و تنها  و سر به زیر  و سخت ...

وسیع باش .... اما نه به وسعت دریایی که عمقش به اندازه ی بند انگشتی باشد .... که در سطح هیچ نخواهی یافت .... که خود را هم از دست می دهی .... وسیع باش و عمیق .... که هر چه عمیق تر ... ناب تر ....

و تنها .... که تنهایی مرزی است که هم به صعود منتهی می شود و هم به سقوط .... تنها باش ... در اوج صداها و رنگهای دنیایی ... که خدا را در تنهایی درون خواهی یافت .... وقتی خودت را از اغیار خالی کنی ... دوست را خواهی یافت ....

و سر به زیر .... که خدا چشمها را برای ندیدن به ما داده است .... و نه برای دیدن .... می خواهد چشم سرمان را به دنیا ببندیم .... تا چشم دلمان را باز کند ....

و سخت .... که در این دنیا فقط باید سخت باشی که رشد کنی .... که اگر کمی در برابر دنیا خم شوی ... دنیا تو را مال خود خواهد کرد ..... باید سخت باشی چرا که راه خدا در سختی ها یافت میشود .... 

 

* گاهی احساس میکنم خدا اینقدر هست که فراموشش می کنیم .... خدایی که امید حقیقی آدمی است .....  

*کاش یادمان بماند خدا چشم را برای دیدن و گوش را برای شنیدن به ما نداده است .... خدا گوش و چشم را به ما داده تا ببیند ما چقدر می توانیم از این دنیا چشم ببندیم و صداهای این دنیا را نشنویم ... تا خود را در خلوت درون مان نشانمان دهد ... کاش یادمان بماند خدا چشم و گوش را برای ندیدن و نشنیدن به ما داده است ...

  * نمی دانم امسال چرا جمع کردن هیئت ها بعد از عاشورا اینقدر برایم دلخراش بود ... احساس می کردم انگار تکلیفمان را انجام داده ایم باید به دنبال زندگی مان برویم ... انگار هیچ کس به یاد کاروان امام حسین بعد از عاشورا نبود ... انگار عاشورا تمام شد همه چیز تمام شد .... یادم می افتد دلم می گیرد ...  

  

نوشته شده در یکشنبه 11 دی 1390ساعت | 09:01 ق.ظ توسط بانوی آبان | نظرات (16)